|
آموزش های جامع فلش انیمیشن و متحرک سازی |
||||||
جمعه 7 بهمن ماه سال 1390 :: 9:48 PM :: نویسنده : آلفا پک
امنیت ویندوز XP نسبت به سیستم عامل های جدیدتر، پایین بوده و به همین دلیل کاربران مبتدی هم می توانند به راحتی پسورد ورود به سیستم را برداشته و یا تعویض کنند. انجام این کار در مواقعی که پسورد فراموش می شود خوب است ولی در مواقعی که افراد قصد سواستفاده داشته باشند، خیلی هم جالب نیست. مایکروسافت امنیت دو سیستم عامل بعدی خود یعنی ویستا و 7 را ارتقا داد تا دسترسی به رمز عبور دشوار شود. در ادامه آموزش خواهیم داد که چگونه رمزعبور ورود به سیستم خود را در ویندور 7 و ویستا با تغییرات کوچکی در رجیستری بدست آورید.
ادامه مطلب ... پنجشنبه 22 دی ماه سال 1390 :: 1:43 PM :: نویسنده : آلفا پک
خوب امروز می خوام یکی از ترفند های پاور پوینت را که شاید از نظر خیلی ها دور مونده باشه رو معرفی کنم شاید شما هم با اسلاید هایی که وقتی روش کلیک می کنید وارد حالت نمایش می شه و قابل تغییر نیست مواجه شده باشید با پسوند ppsx برای تبدیلش یک ترفند خیلی ساده وجود داره اول پاور پوینت رو باز کنید و روی open کلیک کنید و حالا فایل ppsx رو باز کنید در کمال ناباوری خواهید دید که فایل برای ویرایش باز می شه و می تونید با هر فرمتی که دوست داشتید ذخریش کنید مثل pptx!!!!!
دوشنبه 19 دی ماه سال 1390 :: 8:31 PM :: نویسنده : آلفا پک
برخی معتقدند هوش عاطفی
نشان دهنده ی میزان موفقیت در زندگی هرکس است .عنصر بسیارمهم در هوش عاطفی
، آگاهی و مدیریت احساسات است . (ما بزودی در باره هوش هیجانی و انواع آن
به تفصیل نکته های ارزشمندی را انتشار می دهیم ) در زیر به چند نکته در
این رابطه اشاره شده است : ازخود بپرسید " الان چه احساسی دارم ؟" از احساسات خود با خبر شوید اگر لازم است تصمیم دیگری بگیرید و کاری انجام دهید. با احساستان روراست باشید.
به عنوان مثال به دیگران بگویید " درحال حاضر من احساس نگرانی می کنم " یا " از اینکه با شکست مواجه شوم ، می ترسم " یا " دراین وضعیت احساس راحتی نمی کنم " یا " صحبت کردن راجع به این موضوع موجب ناراحتی من می شود"
این موضوع را برای خودتان بزرگ نکنید وبدان اهمیت ندهید و در ذهن خود تکرار نکنید "هیچ کس مرا درک نمی کند!!" 8- وقتی عصبانی هستید، محل را ترک نمایید، اگر عصبانی وناراحتی شده اید ، خودتان را از آن وضعیت دورکنید تا پس از مدتی دوباره به احساس آرامش دست پیدا کنید. 9- خودتان را عصبی نکنید بعضی افراد خود را درگیرمسائلی می کنند که موجب عصبانیت آنها می شود به طوری که ناراحتی آنها کم کم تبدیل به یک موضوع جدی می شود. با تلفن زدن یا صحبت کردن با دوست خود وی ا نوشتن ، خودتان را از این احساس رها کنید. 10 - صبر وطاقت خود را بالا ببرید اگر زود ناراحت می شوید ، زود عصبانی و نگران می شوید صبرتان را افزایش دهید می توانید این کار را از طریق بکارگیری روشهای مختلف انجام دهید مثلا قبل از پاسخ دادن به دیگران کمی صبرکنید قبل از هرگونه عکس العملی تا 10 بشمارید. تکنیک هایی مثل مدیریت عصبانیت را یاد بگیرید
آورده اند که در مجلس شیخ ابوالحسن خرقانی (عارف قرن پنجم) سخن از کرامت می رفت و هر یک از حاضران چیزی می گفت: شیخ گفت: کرامت چیزی جز خدمت خلق نیست. چنان که دو برادر بودند و مادر پیری داشتند. یکی از آن دو پیوسته خدمت مادر می کرد و آن دیگر به عبادت خدا مشغول می بود. یک شب برادر عابد را در سجده، خواب ربود. آوازی شنید که برادر تو را بیامرزیدند و تو را هم به او بخشیدند. گفت: من سالها پرستش خدا کرده ام و برادرم همیشه به خدمت مادر مشغول بوده است، روا نیست که او را بر من رجحان نهند و مرا به او بخشند! ندا آمد: آنچه تو کرده ای خدا از آن بی نیاز است و آنچه برادرت می کند، مادر بدان محتاج چهارشنبه 14 دی ماه سال 1390 :: 1:25 PM :: نویسنده : آلفا پک
اول اینکه یک آدم صبور و دهنقرص، گیر بیاورید و کل بدبختیها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خوردهاید را با او تقسیم کنید… بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز میکنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش.. دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید: گذشتهتان و آیندهتان را خیلی جدی نگیرید… اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهیهایی که در گذشته در حق خودتان کردهاید، نشوید. همه همینطور بودهاند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایدهای جز چرکی شدن آنها ندارد. آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید. ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است.. فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سختتر و دردناکتر است… سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید: حالامیگویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختیهاتون...!!! آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد… کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد… مثل نهنگها که هر از چندگاهی به بالای آب میآیند و نفسی تازه میکنند و دوباره به زیر آب برمیگردند… چهارم اینکه تنتان را بجنبانید ورزش قاتل استرس است... لزومی هم ندارد که وقتی میگوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید… همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است… از من به شما نصیحت… پنجم اینکه واقعبین باشید: ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم… داستان، مثل آمپول زدن میماند… وقتی اصغر آمپولزن، قرار است ماتحت مریض را نوازش کند، حتما این کار را میکند و حالا اگر عضله آنجایت را بخواهی سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر میشود… گاهی مواقع باید واقعبین بود و عضلهها را شل کرد که دردش کمتر شود… ششم اینکه زندگیتان، میدان و مسابقه اسبدوانی نیست خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابتپیشگی"، استرسزا است… اینکه جاسم فوقلیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا میکند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده… زندگی مسخرهتر از چیزی است که شما فکرش رامیکنید… هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند… خودتان باشید… هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترسزا" هراس نداشته باشید: مثال ساده آن، دندانپزشک است…وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندانپزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمههایتان را با یکطرفتان بجوید… نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است… ترس، استرس می زاید هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید و شعارتان "قبر بابای دنیا " باشد: آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمیکند… مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد… آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمیتواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!! نهم اینکه بخندید: همه مشکل دارند… من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست… یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید… به بدبختیها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید… به خودتان بخندید… دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و میبینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمیکند اما دردش را کم میکند
درباره وبلاگ منوی اصلی موضوعات آخرین مطالب آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه |
||||||